English             فارسی


 امروز:   پنج شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸      ساعت :   09:11:52

مدیریت دانش است یا هنر؟ | اکسیر ذهن پویا

مدیریت منابع انسانی

مدیریت دانش است یا هنر؟ (۱)
چهارشنبه 28 بهمن 1394

مدیریت علم است یا هنر

مقدمه

مدیریت به روزگاری بر می‌گردد تا مردمی که گروهی کار می‌کردند نخستین بار کوشیدند تا به هدفهای گروهی دست یابند. زمانی که بشر به زندگی اجتماعی روی آورد، اندیشه مدیریت را نیز در زندگی خود وارد کرد؛ واقعا باید گفت ؛که در ابتدا انسانها درباره مدیریت چقدر میدانند؟ دانش مدیریت تا چه حد علمی است و آیا مدیریت علم است یا هنر؟ بخشی از مدیریت را میتوان از طریق مدیریت آموزش فرا گرفت و بخشی دیگررا ضمن کار باید آموخت در واقع بخشی را که با آموزش فرا گرفته می شود علم مدیریت است . و بخشی را که موجب به کار بستن اندوختها در شرایط گوناگون می شود هنر مدیریت می نامند. به عبارتی دیگر سخن علم، دانستن است و هنر توانستن. بنابراین به جرات می توان گفت که اندیشه مدیریت از بدو زندگی اجتماعی انسانها وجود داشته است؛ می‌توان دریافت که اندیشه مدیریت در زندگی همه انسانها وارد شده است و نقش مهمی را بازی می‌کند. پس ضروری است که با تعریف مدیریت و سیر تحول اندیشه مدیریت آشنا شویم.

تعریف علم مدیریت

  • فرايند تضمين دستيابي سازمان به فوايد ناشي از به كارگيري استراتژي‌هاي مناسب
  • هنر انجام دادن کارها به وسیله دیگران
  • فرآیند برنامه‌ریزی، سازماندهی، هدایت و نظارت
  • فرایند به کارگیری مؤثر و کارآمد منابع مادی وانسانی در برنامه ریزی سازماندهی بسیج منابع و امکانات هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشی مورد قبول صورت می گیرد
  • هنر انجام كار به وسيله‌ ديگران
  • فراگرد تبديل اطلاعات به عمل؛ اين فراگرد تغيير و تبديل را تصميم گيري مي ناميم
  • فراگرد هماهنگ‌سازي فعاليت فردي وگروهي در جهت هدفهاي گروهي
  • فراگرد برنامه ريزي، سازماندهي، رهبري و نظارت كار اعضاي سازمان و استفاده از همه‌ منابع موجود سازماني براي تحقق هدفهاي مورد نظر سازمان

مدیریت دانش است یا هنر؟

مدیریت در عمل یک هنر است، آگاهی و شناخت سامان یافته درباره مدیریت، دانش است. مدیریت، مانند همه کارهای دیگر چون پزشکی، مهندسی، حسابداری یا حتی بازی بیس بال، هنر است، دانش فنی است؛ انجام دادن کارها در پرتو واقعیتهایی است که از درون موقعیت پدید می‌آیند. با این همه، مدیران با بکارگیری آگاهی سازمان یافته درباره مدیریت می‌توانند بهتر کار کنند، و همین آگاهی سازمان یافته، ابتدایی یا پیشرفته، دقیق یا غیردقیق، به میزان سازمان یافتگی و روشنی و تناسب خود، دانشی را پدید می‌‌‌‌‌آورد. از این رو مدیریت به عنوان یک عمل، هنر به شمار می‌آید؛ آگاهی سازمان یافته‌ای را که زیر ساز عمل مدیران است می‌توان به نام دانش شناخت.

پیترز و واترمن در کتاب «در جست و جوی برتری» هشت ویژگی شرکتهای کامیاب را پیدا کردند که بسیاری از آنها نمونه‌هایی از هنر مدیریت است. برای نمونه یکی از ویژگیهای شرکتهای برتر، تاکید آنها بر بهبود بهره‌وری از راه توجه به نیازهای کارکنان شرکت است. این نشان می‌دهد که برای کامیابی سازمانی و مدیری، هنر در شمار ضرورتها است.

مدیریت هنر است

مدیریت در كلام ساده افزودن بر كارایی پرسنل در مقایسه با زمانی است كه شما حضور ندارید. تحقق این امر مستلزم برنامه‌ریزی، سازماندهی، هدایت و نظارت صحیح از سوی شماست و توفیق در فرایند مذكور ممكن نیست مگر با آگاهی از هدف، شناخت ابزار بالقوه، تعیین كاستی‌ها و ارائه تدابیر لازم جهت فراهم آوردن آن كاستی‌ها.

پس میتوان گفت که حتما باید مدیریت یک هنر باشد.اما هنر چیست؟ هنر خلاقیتی است که از زاعقه ی همه ی انسان ها بیرون نمیریزد. هنر طرحی از اندیشه یک هنرمند است که حتی با وجود موضوع یکسان و حتی با وجود ابزار و امکانات یکسان باز هم هنر پردازی هنرمندان با هم متفاوت میباشد.در هنر سطح شعور افراد نسبت به هم تاثیر گزار است در هنر سطح فرهنگ افراد تاثیر گزار است در هنر انسان ها به نتایج متفاوتی میرسند که در علم کاملا بر عکس این نظریه می باشد.

راهکارهایی برای مدیران در سازمان

  • كشف كنید به كدامین مقصد رهسپار شوید یا چه امری را به انجام برسانید. چنانچه با گروهی مواجه هستید كه همه با هم در یك جهت در حركتند هرگز تلاش نكنید بلافاصله سد راهشان شوید.
  • اگر به شما تاكید بر بازدهی ضعیف این گروه شده باشد، مسئولیت شما بهبود این بازده خواهد بود و اگر گلایه‌هایی درباره كیفیت پائین یا خدمات‌رسانی نارسا دریافت كرده باشید آنگاه وظیفه شما نشانه گرفتن دقیق این معضلات خواهد بود. همین كه هدف را یافتید آنگاه آن را با گروه در میان بگذارید و چه بهتر كه در یك ملاقات كوتاه و در صبح اولین روز كارتان این اتفاق بیافتد؛ همه كاركنان را یك جا گردهم آورید، به یك معرفی كوتاه از خودتان بسنده كنید، واضح است همه آنها شما را به عنوان یك سرپرست می‌شناسند، پس نیاز به خاطر نشان كردن آن نخواهد بود.
    از علت حضورتان برایشان بگوئید مثلا اینكه: مدیر پیشین ارتقاء پیداكرده یا به دلیل بسط گروه، شركت لازم دیده تا آن را به بخش‌های كوچكتر با مدیران مستقل تقسیم نماید.

اكنون زمان مطرح نمودن هدف است (به خاطر داشته باشید می‌توانید بعدها این هدف را تغییر دهید اما به هر حال اطلاع كاركنان از برنامه شما ضروری است) مثلا می‌گوئید: از آن جا كه گروه شما كار مهمی در تشكیلات برعهده دارد، قصد من این است كه از روند كاری شما آگاه شوم و هر آنچه در توان دارم صرف كمك به ادامه راه شما نمایم یا البته كه نرخ بازده این گروه مناسب است اما قصد داریم این بازده را تا حدی افزایش دهیم كه مایه افتخار تشكیلات گردد.
در خاتمه جلسه تاكید كنید كه شخصا با تك‌تك كاركنان به منظور گفتگو درباره برنامه‌ها با طرح جزئیات، گرفتن اطلاعات و پاسخ‌گویی به سوالات آنها ملاقات‌هایی خواهید داشت.

  • كارمندانتان را بشناسید

چنانچه پیش از تصدی مدیریت، یك دوره كاری را در شركت سپری كرده باشید بعید نیست كارمندانی كه همینك مدیریت بر آنها را پذیرفته‌اید، بشناسید. حتی اگر چندین سال با آنها كار كرده باشید باز هم كسب شناخت بیشتر ارزشمند خواهد بود. شما در مقام یك مدیر از آنها چیزهایی می‌آموزید كه هرگز به عنوان یك همكار از آنها آگاه نمی‌شوید.

كارمندان شما گرانبهاترین منابع و نیز دشوارترین افراد برای راهبری شدن به شمار می‌روند. در عین حال ارضا كننده‌ترین امور اگر به نحو احسن بر آن فائق آیید همین نوع مدیریت است.

از آن جهت كه این نخستین موقعیت مدیریتی برای شماست، گروهی كه تحت راهبری شما قرار می‌‌گیرند نیز احتمالا چندان گسترده نیست كه نتوانید اختصاصا با هر یك از افراد ملاقات داشته باشید.

  • ملاقات‌هایی ترتیب دهید
    محل ملاقات بسته به شركت،‌نوع فعالیت و ترجیح خود شما می‌تواند در دفتر كار شما، اتاق كنفرانس یا كافی‌شاپ آن سوی خیابان باشد.
    نكته حائز اهمیت این است كه فضا به گونه‌ای آرام باشد كه كارمندان آزادانه قادر به سخن گفتن باشند. و هر دو طرف به سهولت صدای یكدیگر را بشنوند. این گونه ملاقات‌ها معمولا از روی برنامه قبلی است ولی در صورت ضرورت هنگام بروز مشكل نیز انجام می‌شود.
  • موضوع صحبت
    طی ملاقات سه موضوع زیر را در نظر داشته باشید:
    – كارمند را از لحاظ فردی بشناسید
    -درباره شیوه هماهنگ شدنش با برنامه‌تان توضیح دهید
    – به سوالاتش پاسخ دهید
    لازم است ویژگی‌های شخصی هر فرد را بشناسید اینكه چه چیزی در آنها نكته متمایز است؟ در كارشان به چه نكته‌ای علاقمندند؟ یا علاقمند نیستند؟ اهداف حرفه‌ای بلندمدت و كوتاه مدت هر یك چه می‌باشد؟ تمایل به ملاحظه چه تغییراتی در كارشان دارند؟ از چه تغییراتی جلوگیری می‌نمایند؟
    اطمینان حاصل كنید كه شما به هر آنچه می‌گوئید توجه نماید ولی هر آن چه می‌خواهند لزوما روی نمی‌دهد.
    پس از آگاهی از ویژگی‌های مورد نظر، برایشان از اینكه چگونه با برنامه‌های شما هماهنگ و سازگار شوند صحبت نمائید. اگر تصمیمی بر ایجاد تغییر اتخاذ نكرده‌اید به آنها بگوئید. اگر قرار است آنها را به كار دیگری بگمارید، حتما با ذكر دلیل در جریان قرارشان دهید.
    سرانجام به تمامی سوالات كارمندان پاسخ دهید. خوب است اگر نمی‌دانید بگوئید نمی‌دانم، اگر قادر به كاری نیستید بگوئید نمی‌ توانم. تا حد امكان صریح و صادق باشید. با این شیوه، ارتباطی مبتنی بر اعتماد را پایه‌گذاری می‌نمائید كه بی‌هیچ تردید به تسهیل جریان كاری در آینده كمك خواهد كرد.

کسی که مسئولیت اداره یک دستگاه بزرگ یا کوچک را به عهده گرفته است، اگر نتواند به طرزی درست و منطقی اختیارات خود را به کار برد و اعمال قدرت نماید، نباید از همکاران و کارمندان خود انتظار معجزه داشته باشد. میزان موفقیت یا عدم موفقیت هر دستگاه بستگی تام به نحوه«اعمال قدرت» سرپرست و مسئول آن دستگاه دارد..

ماهیت محیط اداری و کیفیت کار اداری روزمره چنان است که یک روز انسان تصور می‌کند که با یک “دستورالعمل” ساده تمامی مشکلات موجود ازمیان می‌رود و روز بعد به این نتیجه می‌رسد که لازم است دستورالعمل دیروز را در یک جلسه با همکاران خود در میان بگذارد و تشریح کند. درست یکی دو روز بعد اطمینان پیدا می‌کند که صدور این دستورالعمل کار را خراب تر کرده و اصولاً صدور آن صحیح نبوده است.

نکته دیگر اینکه هر مدیر کارآزموده صلاحیتدارو مجری می‌تواند طرحهای اصلاحی بی شماری تهیه کند که همگی آنها مورد به مورد با منطقی‌ترین و علمی‌ترین اصول علوم اداری سازگار باشد. اسباب و عوامل دیگری ضروری است که یک کلام نسنجیده تمامی ارزشهای علمی و قابل اثبات یک برنامه درست ومنطقی و کاملاً علمی را در نظر مقامات تصویب کننده از اثر بیندازد. اینها همه اسباب ضروری مدیریت درست و موفقیت در اعمال مدیریت است. اینها هنرهایی است که علم مدیریت نمی‌تواند بدون آن دوام بیاورد و به جایی برسد.

 راهکارهایی برای حل مشکلات مدیریتی

  • گسترش علم آگاهی از كار و ایجاد علم واحدی برای انجام هر عمل به جای روش غیرعلمی متداول جایگزینی اصول علمی به جای معلومات سرانگشتی
  • انتخاب كاركنان بر مبنای علمی در نحوه گزینش، آموزش، كارآموزی و رشد كاركنان و افزایش مداوم مهارت آن ها
  • هماهنگ كردن علم كار با كاركنانی كه بر مبنای علمی انتخاب شده و آموزش دیده اند
  • تقسیم منطقی كار و مسوولیت آن میان كاركنان و مدیران كه در آن مسوولیت برنامه ریزی و سازماندهی كار بر عهده مدیران است.
  • در مدیریت علمی تیلور مساله مهم دیگری كه به آن توجه داشت انگیزه های افراد، انسان در محیط كار است. به نظر او انگیزه كار در درجه اول ناشی از شوق به درآمد اقتصادی است. از این رو سیستمی برای پرداخت دستمزد پیشنهاد كرد

برچسب ها

دیدگاه ها