English             فارسی


 امروز:   پنج شنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸      ساعت :   08:18:00

یادگیری سازمانی | اکسیر ذهن پویا

مدیریت منابع انسانی

یادگیری سازمانی (۱)
چهارشنبه 28 بهمن 1394

یادگیری سازمانی

مقدمه

گسترش روز افزون علوم و فنون و پيچيده تر شدن شرايط اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و مطرح شدن انديشه هاي نو و گوناگون، عدم اطمينان محيطي، عدم قطعيت، تغييرات و چالشهاي زياد دنيا ايجاب مي كند كه سازماني با قدرت يادگيرنده و به روز رساني خود ايجاد گرديده و خود را به فنون و استرتژيهاي لازم مجهز سازند و بتوانند با تحولات سريع خود را منطبق ساخته و به موقع به محركهاي محيطي پاسخ داده و با كسب دانش و آگاهي گسترده و به شكل پويا و زنده در حوزه بهسازي و توسعه سازمان به حيات خود ادامه دهند. سازمانهاي يادگيرنده پديده اي است كه با شروع دهه ۹۰ ميلادي مطرح شد . علت پديدار شدن چنين سازمانهايي شرايط‌، نظريه ها و تغيير و تحول در محيطهاي سازماني قبل از دهه مذكور بوده است، به گونه اي كه تمام سازمانها تلاش گسترده اي را براي بقاي خود آغاز كرده بودند و براي آنكه بتوانند خود را در محيط پر تلاطم اطراف خود حفظ كنند مي بايست از قالبهاي غيرپويا‌، خارج و به سمت سازمان يادگيرنده متحول شوند‌، يعني در ساختار و اساس خود تغييرات عميقي ايجاد كنند.

تعریف يادگيري سازماني و سازمان يادگيرنده

  • ریشه واژه یادگیری، کلمه هند و اروپایی است که به معنای شیار انداختن یا دنبال کردن است.
  • يادگيري سازماني و سازمان يادگيرنده به عنوان توانمند‌سازي سازمان در كسب بينش و درك از تجربه از طريق آزمايش و تجربه‌، مشاهده و تجزيه و تمايلي براي ارزيابي شكست ها و موفقيت ها قلمداد مي شوند.
  • يادگيري سازماني به مفهوم يادگيري افراد و گروهها در درون سازمان است ولي در سازمان يادگيرنده يادگيري سازمان به عنوان يك سيستم كلي مطرح است .در كل سازمان يادگيرنده حاصل يادگيري سازماني است .
  • سازمان یادگیرنده سازمانی است که تمامی قدرت فکری، دانش و تجربه سازمان را برای ایجاد تغییرات و بهبود مستمر در جهت توسعه در اختیار گرفته و برآن مدیریت می‎کند.
  • یادگیری سازمانی عبارت است از تمامی روشها، ساز و کارها و فرایندهایی که در درون سازمان به منظور تحقق یادگیری به کارگرفته می‎شوند.
  • سازمان يادگيرنده ،سازماني است كه در آن اعضاءبه طور مستمر خود را در جهت تحقق هدفها و آمالي كه واقعاً در پي آنند توسعه مي دهند.
  • يادگيري سازماني، فرايند كشف واصلاح خطاهاست.
  • يادگيري سازماني فرآيند كسب دانش، توزيع اطلاعات، تفسير اطلاعات و حافظه سازماني مي باشد كه در شرايط تغيير بطور موفقيت آميزي خود را تطبيق مي دهد. در اين زمينه چالش ، انجام دادن براي يادگيري و يادگيري براي انجام دادن مي باشد.
  • يادگيري سازماني اشاره به مجموعه اي از فرآيندهايي دارد كه منجر به اقدامات مديريتي و آموزشي دارد و بنابراين مي تواند براي ايجاد سازمان يادگيرنده استفاده شود
  • کسب و کاربرد دانش، مهارتها، ارزشها، عقاید و نگرشهای بهبود بخش در جهت نگهداری، رشد و توسعه سازمان.

 

ویژگیهای فرایند یادگیری سازمانی

  • تغییر در دانش سازمانی
  • افزایش محدوده‎های ممکن
  • تغییر در ذهنیت افراد

 تفاوت سازمان يادگيرنده و يادگيري سازماني

  • يادگيري سازماني مفهومي است كه براي توصيف انواع خاصي از فعاليتهايي كه در سازمان جريان دارد به كار گرفته مي شود
  • سازمان يادگيرنده به نوع خاصي از سازمان اشاره مي كند. به عبارت ديگر، بايد گفت سازمان يادگيرنده حاصل يادگيري سازماني است.

وجه تمايزي بين سازمان يادگيرنده را به عنوان توانمندسازي در كسب بينش و درك از تجربه از طريق آزمايش و تجربه و يك تمايلي براي ارزيابي شكستها و موفقيتها مي داند

اهداف سازمان يادگيرنده

  • خلق عملكرد برتر
  • توسعه كيفيت
  • ايجاد تعهد رقابتي
  • اصلاح و بهبود قدرت سازگار
  • تعهد بخشيدن به نيروي كار
  • بهبود كيفيت تصميم گيري
  • درك وابستگي هاي دروني
  • ايجاد پلي بين كار و خلاقيت

ويژگي هاي سازمان يادگيرنده

  • سازماني است كه يادگيري نياز هميشگي كليه كاركنان تلقي مي‌شود .
  • تاكيد بر يادگيري، چگونه يادگرفتن و جذب و توزيع دانش‌، خلق و توليد اطلاعات و دانش جديد و مورد نياز دارد.
  • در سازمانهاي يادگيرنده اطلاعات در تمامي سطوح سازماني بطور روان جريان دارد.
  • يادگيري در سه سطح فردي، گروهي و كل سازمان تحقق مي يابد .
  • فضاي آرمان طلبي و نوآوري تشويق مي‌شود .
  • كاركنان بطور مستمر قابليت هاي خود را در مسير تحقق اهداف مشترك فردي و سازماني گسترش مي دهند .
  • مديريت مشاركتي در سازمان حاكم است .
  • ارتباطات تسهيل مي شوند .
  • ‌اعضاي سازمان آموخته اند كه چگونه بطور دسته جمعي ياد گيرند .
  • ‌تمامي كاركنان به مشتريان، عوامل محيطي و حتي رقبا به عنوان منابع اطلاعات مي نگرند .
  • آموخته ها به سرعت وارد فرآيندهاي عملياتي مي شوند و موجب ارتقاي سطح كمي و كيفي عملكرد ها مي گردند.
  • ضروري ترين سرمايه گذاري در توسعه نيروي انساني است .
  • تجربه و علم را با هم به‌كار مي گيرد.
  • با مشكلات نامأنوس است و به آنها خو نمي گيرد .
  • از الگوي ذهني پوينده اي برخوردار است .
  • سيستم پاداش چندگانه دارد .
  • بين بينش و رهبري رابطه وجود دارد .
  • علت مشكلات را در خود جستجو مي كند . اغلب انسانها تمايل دارند كه مشكلات و شكستهاي خود را به عوامل خارجي و غيرقابل كنترل نسبت داده و موفقيت‌ها را حاصل تلاش و عملكرد خود بدانند . چنين انسانهايي هيچگاه ارزيابي دولتي از خود نداشته و ضعف هاي خود را نمي‌شناسند .

انواع يادگيري سازماني

۱- يادگيري تك حلقه اي: يادگيري تك حلقه اي زماني اتفاق مي افتد كه در بستر هدفها و سياستهاي جاري سازمان، خطاها كشف و اصلاح شوند.

۲- يادگيري دو حلقه اي: يادگيري دو حلقه اي زماني اتفاق مي افتد كه سازمان خطاها را كشف و اصلاح مي كند و هنجارها ، رويه ها، سياستها و هدفهاي موجود را زير سؤال مي برد و به تعديل و اصلاح آنها مي پردازد.

۳- يادگيري سه حلقه اي (يادگيري ثانويه) : زماني اتفاق مي افتدكه سازمانها ياد بگيرند چگونه يادگيري تك حلقه اي ودو حلقه اي را اجرا كنند. به عبارت ديگر يادگيري سه حلقه اي توانايي يادگرفتن دربارة يادگيري است. دو فرم يادگيري اوليه صورت نمي گيرد اگر سازمانها آگاه نباشند كه يادگيري بايد اتفاق بيفتد. اين بدان معني است كه آگاهي از سبكها و فرآيندها و ساختاريهاي يادگيري پيش نياز ارتقاي يادگيري است. از يادگيري سه حلقه اي به عنوان «فرا يادگيري» نيز نام برده اند در اين سطح سازمانها ياد مي گيرند كه چگونه يادبگيرند.

چگونگي ايجاد سازمان يادگيرنده

۱-اطلاعات جمع آوري شده تجزيه و تحليل شده و حقايق جديدي را توليد كند .

۲-حقايق پذيرفته شده و به نتايج جدي نائل شود .

۳-شرايط تغيير درك شود و پارادايم هاي جديد توسعه يابد.

۴-درك و فهم متضمن تكنولوژي جديد شوند .

۵-كسب حقايق جديد يا افزايش تجربه شامل عقايد و نگرشها شود .

۶-دانش از طريق ارتباطات‌، آموزش‌، گفت و گو و تربيت انتقال داده شود.

 ايجاد يك سازمان يادگيرنده

دورنماي تمام سازمانهاي يادگيرنده رسيدن به موفقيت مطلوب و ايده آل است بنابراين براي چنين سازمانهايي موارد زير ضروري است.

  • شناخت هدف: اولين گام در راه ايجاد سازمان يادگيرنده شناخت هدف است چون هر گونه اقدام عملي قبل از شناخت هدف منجر به شكست خواهد شد.

هدف عبارت است از يك بينش مشترك در بين افراد سازمان كه در همه سطوح نمايان مي شود و مديريت عالي سازمان، مسئول اطمينان يافتن از وجود توسعه آن است.

  • وجود رهبران انديشمند: وجود رهبران انديشمند در سازمان يادگيرنده از آن جهت اهميت دارد كه بدون يك رهبر متعهد به يادگيري ، سازمان هرگز موفق نخواهد بود. در سازمانهاي يادگيرنده براي دستيابي به آنچه كه مورد توافق همگان است به رهبري خردمند و تحول آفرين نياز است. از آنجا كه سازمان يادگيرنده سازماني است دانش آفرين و خلاق، بنابراين رهبر بايد به گونه اي عمل كند كه در درون سازمان اين خلاقيت ايجاد شود.
  • وجود كاركنان يادگيرنده و خلاق : شرط لازم سازمانهاي يادگيرنده كاركنان و مديران يادگيرنده است. در سازمانهاي يادگيرنده افراد بايد به توانايي هاي خود وقوف كامل داشته باشند و آنها را توسعه و بهبود بخشند.
  • تفويض اختيار به كاركنان و آموزش آنها: در سازمانهاي يادگيرنده اختيارات به ميزان زيادي به افراد واگذار مي شود و به افراد احترام گذاشته مي شود و نسبت به آنها اعتمد كامل وجود دارد. همچنين فضايي براي پيشرفت آنها فراهم مي شود و براساس توانايي فرد و استعداد او به يادگيري و رشد او را برمي گزينند و آموزش مي دهند. اين سازمان ها در زمينه آموزش سرمايه گذاري سنگين مي نمايند. آموزش كاركنان براي درك نوع فعاليتها و تفويض اختيار به آنها جهت تصميم گيري باعث مي شود كه افراد سازمان احساس نوعي مالكيت بكنند و از كار كردن در سازمان برخود ببالند. سازمان يادگيرنده موجب مي شود كه مسئوليت فرد در برابر سازمان افزايش يابد و از نظر عواطف و احساسات در وضعي قرار گيرد كه جهت تامين هدفهاي مورد نظر از هيچ كوششي فروگذار نكنند و با هر مشكلي دست و پنجه نرم كنند.
  • مشاركت كامل در اطلاعات: داده هاي رسمي درباره بودجه ، سود و هزينه ها در اختيار افراد قرار مي گيرد. هر شخص آزادي عمل دارد تا با ساير افراد در درون سازمان اطلاعاتي را رد و بدل كند.
  • برخورداري از يك الگوي پوينده: سازمان يادگيرنده بايد به ساز و كارهايي مجهز باشد تا الگوهاي ذهني خود را نسبت به مسايل شناسايي كرده و آنها را دائماً مورد ارزيابي و سنجش قرار دهد.

بنابراين براي اينكه سازمانها موفق باشند، لازم است الگوهاي ذهني واقع بينانه اي داشته باشند با اطلاعات ، آنها را به روز درآورند و بكوشند تا پويايي و انعطاف آنها همواره حفظ شود.

  • به كارگيري علم و تجربه : سازمان يادگيرنده تركيبي از علم و تجربه را مورد استفاده قرار مي دهد تا به كمك اين دو تصميم هاي بهتري بگيرد، زيرا استفاده از دانش در تصميم گيريهاي سازماني، سرعت، دقت و هزينه هاي كمتري را به سازمان ارزاني مي دارد و به كارگيري تجربه ها، تصميمات اتخاذ شده را واقع بينانه و هماهنگ با محيطهاي مؤثر بر سازمان مي كند. در سازمان هاي يادگيرنده آنچه كه براي يادگيري لازم است ، علم و تجربه است و از تجربه در به كار گيري يافته هاي گذشته استفاده مي شود. در اين سازمانها افراد بايد به كمك دانش و تخصص خود، گزينه هاي موفق را براي آينده برآورد كنند و با بهره گيري از تجربه به تصميمي منطقي و خردمندانه دست يابند

برچسب ها

دیدگاه ها